رقابت دسترسی آزاد (Open Access) در برابر دسترسی محدود

رقابت دسترسی آزاد (Open Access) در برابر دسترسی محدود (Closed Access) در چاپ مقاله

در دو دهه‌ی اخیر، یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات در دنیای علم و نشر دانشگاهی، رقابت اوپن اکسس و کلوزد اکسس بوده است. در این مقاله «رقابت دسترسی آزاد (Open Access) در برابر دسترسی محدود (Closed Access) در چاپ مقاله» می‌پردازیم و اینکه «کدام مدل انتشار، دانش را سریع‌تر گسترش می‌دهد؟» دو مدل کاملاً متفاوت در دسترسی به دانش که هرکدام گروهی از مدافعان و منتقدان خاص خود را دارند. اوپن اکسس (Open Access) به معنی دسترسی آزاد و رایگان کاربران به محتوای علمی است؛ مدلی که بر پایه‌ی عدالت علمی، تسهیل همکاری بین‌المللی و افزایش نرخ استناد بنا شده است. در مقابل، کلوزد اکسس (Closed Access) یا دسترسی محدود، ساختاری سنتی‌ دارد که ناشران از طریق اشتراک، فروش یا پرداخت حق‌دسترسی از سوی کاربران یا کتابخانه‌ها، درآمد کسب می‌کنند.

رقابت دسترسی آزاد (Open Access) در برابر دسترسی محدود (Closed Access) در چاپ مقاله «کدام مدل انتشار، دانش را سریع‌تر گسترش می‌دهد؟»

مطالعات منتشرشده در سال PLOS Biology (۲۰۲۳) نشان می‌دهد که حدود ۶۸ درصد مقالات علمی در سال ۲۰۲۳ به شکل آزاد در دسترس بوده‌اند؛ عددی که رشد مداوم باور به اوپن اکسس را نشان می‌دهد. با‌این‌حال، بسیاری از پژوهشگران، به‌ویژه در حوزه‌های پزشکی و فناوری، هنوز انتشار در مجلات کلوزد اکسس را به‌دلیل اعتبار و ضریب تأثیر (Impact Factor) بالاتر ترجیح می‌دهند. این تضاد باعث شده تا انتخاب میان این دو مدل نه‌تنها یک تصمیم مالی، بلکه یک انتخاب فلسفی و هویتی برای دانشگاهیان باشد: آیا علم باید کالا باشد یا حق عمومی؟

مزایا و ماهیت مجلات دسترسی آزاد (Open Access)

دسترسی آزاد (Open Access) در دهه‌ی اول ۲۰۰۰ با ظهور مجلاتی مانند PLOS ONE و BioMed Central به‌عنوان جنبشی نو در نشر علمی مطرح شد. هدف اصلی آن حذف موانع اشتراک‌گذاری داده‌ها و کاهش انحصار ناشران بود. پژوهشگران می‌توانند مقاله‌ی خود را پس از داوری در دسترس عموم قرار دهند تا هرکسی، حتی بدون وابستگی دانشگاهی، بتواند از نتایج علمی بهره‌مند شود. این مفهوم به‌طور ویژه در کشورهای در حال توسعه اهمیت دارد، زیرا دانشگاه‌ها معمولاً بودجه‌ی لازم برای اشتراک پایگاه‌های پرهزینه مانند Elsevier و Wiley را ندارند.

تحلیل Nature (۲۰۲۲) نشان می‌دهد که مقالات Open Access به‌طور میانگین ۴۷ درصد نرخ استناد بالاتری نسبت به مقالات کلوزد اکسس دارند. این افزایش، نتیجه‌ی دیده‌شدن بیشتر و سهولت دسترسی است. افزون بر این، سازمان‌هایی نظیر «Plan S» در اروپا دولت‌ها و مؤسسات پژوهشی را موظف کرده‌اند تا از سال ۲۰۲۱ به بعد، نتایج تحقیقات تأمین‌شده از منابع عمومی را تنها در مجلات اوپن اکسس منتشر کنند. به این ترتیب، عدالت دانشی به یک الزام حقوقی تبدیل شده است.

از نظر اخلاقی نیز اوپن اکسس شفافیت علمی را تقویت می‌کند. پژوهشگران می‌توانند داده‌های خام، روش‌شناسی و حتی کدهای آماری را منتشر کنند تا بازتولید نتایج ممکن شود. این ویژگی، بحران «عدم تکرارپذیری» در علوم تجربی را کاهش می‌دهد. همچنین، اوپن اکسس امکان ایجاد شبکه‌های همکاری جهانی میان دانشگاهیان را فراهم می‌کند، زیرا هیچ مرزی برای اشتراک دانش وجود ندارد.

محدودیت‌ها و چالش‌های مجلات دسترسی آزاد (Open Access)

با وجود تمام مزایا، نظام اوپن اکسس نیز خالی از چالش نیست. مهم‌ترین مشکل، هزینه‌های APC یا Article Processing Charge است؛ یعنی مبلغی که نویسنده برای انتشار آزاد باید بپردازد. در بسیاری از مجلات معتبر اوپن اکسس این مبلغ بین ۱۵۰۰ تا ۴۰۰۰ دلار است، که برای پژوهشگران مستقل یا دانشگاه‌های کوچک رقم قابل‌توجهی محسوب می‌شود. گزارش Springer Nature (۲۰۲۳) نشان داد که میانگین هزینه انتشار در ژورنال‌های تماماً اوپن به ۲۸۰۰ دلار رسیده است. در نتیجه، برخی منتقدان استدلال می‌کنند که این مدل، عدالت علمی را از سطح «خواننده» به سطح «نویسنده» منتقل کرده است.

مزید بر آن، رشد ناشرانی که صرفاً برای کسب درآمد مجلات جعلی ایجاد می‌کنند (Predatory Journals) نیز یکی از پیامدهای ناخواسته‌ی این نظام است. این مجلات بدون داوری واقعی و در ازای پرداخت هزینه، مقالات را منتشر می‌کنند و باعث خدشه‌دار شدن اعتماد علمی می‌شوند. حتی در گزارش Elsevier (۲۰۲۲) تأکید شده است که بیش از ۱۸ درصد مجلات ادعای اوپن بودن دارند اما فاقد استانداردهای لازم داوری‌اند. بنابراین، انتخاب مجله‌ی معتبر در نظام اوپن اکسس به اندازه‌ی انتخاب در نظام کلوزد اهمیت دارد.

ویژگی‌ها و کارکرد مجلات مدل دسترسی محدود (Closed Access)

مدل دسترسی محدود (Closed Access) که از قرن بیستم تا امروز قالب اصلی نشر علمی بوده، ساختاری بر مبنای اشتراک و خرید دارد. ناشران بزرگ مانند Elsevier، Springer و Taylor & Francis سالانه میلیاردها دلار از فروش اشتراک به دانشگاه‌ها و کتابخانه‌ها درآمد دارند. فواید این مدل در کنترل کیفیت و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های علمی است. فرآیند داوری، ویرایش فنی، آرشیو بلندمدت و استانداردسازی فراداده‌ها در این نوع مجلات عموماً قوی‌تر است.

به گفته‌ی گزارش ۲۰۲۴ مؤسسه‌ی STM، سیستم کلوزد همچنان بزرگ‌ترین سهم بازار نشر علمی را در اختیار دارد. پژوهشگران در حوزه‌هایی مانند فیزیک نظری، مهندسی یا علوم کامپیوتر اغلب ترجیح می‌دهند در مجلات بسته منتشر کنند، زیرا شاخص اعتبار علمی بالاتر و ارزیابی دانشگاهی به آن وابسته است. این مجلات همچنین با ابزارهای تحلیلی پیشرفته و شبکه‌های استنادی قدرتمند از مقالات نویسندگان حمایت می‌کنند.

نقدها و چالش‌های مجلات مدل دسترسی محدود (Closed Access)

مشکل اصلی این مدل، هزینه‌های سنگین دسترسی برای خوانندگان است. یک پژوهشگر در آفریقا یا خاورمیانه ممکن است برای دانلود یک مقاله به قیمت ۴۰ دلار نیاز داشته باشد، در حالی که همان مقاله با بودجه عمومی تأمین شده است. همین امر انتقاد گسترده‌ی جوامع آکادمیک و سیاست‌گذاران را برانگیخته است. دانشگاه هاروارد در بیانیه‌ای در سال ۲۰۱۲ اعلام کرد که حتی این دانشگاه ثروتمند نیز نمی‌تواند اشتراک تمام ناشران را حفظ کند. این واقعیت، نقطه‌عطفی در آغاز جنبش جهانی اوپن اکسس بود.

علاوه بر این، کلوزد اکسس انتشار سریع را محدود می‌کند. فرایند داوری و انتشار ممکن است ماه‌ها یا حتی بیش از یک سال طول بکشد، در حالی که در دنیای علم امروز نیاز به دسترسی سریع و به‌موقع به داده‌ها ضروری است. به‌همین دلیل، پلتفرم‌هایی مانند arXiv و bioRxiv به‌عنوان مکمل ظهور کرده‌اند تا نسخه‌های اولیه مقالات را پیش از انتشار رسمی به اشتراک گذارند.

تأثیر سرعت انتشار در گسترش دانش

در پاسخ به پرسش اصلی که کدام مدل انتشار دانش را سریع‌تر گسترش می‌دهد، باید عوامل متعددی را لحاظ کرد. داده‌های مرکز تحقیقاتی Max Planck Digital Library نشان می‌دهد میانگین زمان بین پذیرش و دسترسی عمومی در مجلات اوپن اکسس حدود ۴۰ روز است، در‌حالی‌که در مجلات کلوزد اکسس این زمان به‌طور میانگین ۱۲۰ روز است. از این منظر، اوپن اکسس مسیر سریع‌تری برای گردش علم فراهم می‌کند.

اما انتشار سریع همیشه برابر با کیفیت بالاتر نیست. در مدل‌های اوپن اکسس، به دلیل فشار رقابتی و هزینه‌های پرداختی، احتمال کاهش دقت داوری وجود دارد. همین موضوع برخی دانشگاه‌ها را وادار کرده تا سیاست «انتشار ترکیبی» (Hybrid Publishing) را برگزینند؛ یعنی انتشار بخشی از مقالات به صورت آزاد و بخشی دیگر در قالب سنتی. به این ترتیب، سرعت و کیفیت هر دو در تعادل نگه داشته می‌شوند.

چشم‌انداز آینده؛ بین آزادی و پایداری اقتصادی

جهت حرکت جهانی به سمت مدل‌های آزادتر است. طبق آمار Crossref (۲۰۲۴) بیش از ۷۵ درصد انتشارات علمی جدید دارای دست‌کم یک نسخه آزاد در مخزن نهادی هستند. در آینده، مفهوم «کلوزد اکسس کامل» احتمالاً به‌تدریج جای خود را به قراردادهای Read and Publish می‌دهد که هزینه‌ی اشتراک و انتشار را یکجا تنظیم می‌کنند. در این صورت، مؤسسات دانشگاهی می‌توانند هم از مزایای کنترل کیفی ناشران سنتی بهره‌مند شوند و هم محتوای خود را آزادانه در اختیار جامعه علمی قرار دهند.

همچنین هوش مصنوعی نشر علمی را متحول کرده است. الگوریتم‌های هوشمند در پلتفرم‌هایی نظیر Semantic Scholar و Dimensions محتوا را براساس اوپن بودن اولویت می‌دهند. به بیان دیگر، هرچه مقاله دسترس‌پذیرتر باشد، شانس بیشتری دارد تا در موتورهای جست‌وجوی علمی دیده شود. این تحول خود تضمینی است برای آینده‌ی روشن‌تر مدل اوپن اکسس.

جمع‌بندی

در جمع‌بندی باید گفت که اوپن اکسس به‌دلیل سرعت انتشار، افزایش مشاهده‌پذیری و عدالت دانشی، در گسترش سریع‌تر دانش نسبت به مدل کلوزد اکسس برتری دارد. با این حال، چالش هزینه‌های انتشار و کیفیت داوری باید با سیاست‌های هوشمندانه و پشتیبانی نهادی اصلاح شود. ترکیب دو مدل در قالب انتشار ترکیبی، مسیر پایدارتری را برای آینده‌ی علم جهانی فراهم خواهد کرد.

برای استفاده از خدمت ما در پذیرش مقاله و سپس چاپ مقاله علمی پژوهشی در مجلات معتبر کافی است با ایمیل، شماره تماس یا آدرس موسسه پژوهشی اوج دانش ارتباط برقرار کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>