تفاوت ایمپکت فکتور (IF) و شاخص اچ (H-Index) در چیست؟ کدام مهمتر است؟
در فضای رقابتی پژوهش امروز، دو شاخص کلیدی بیش از سایر معیارها برای سنجش کیفیت و تأثیر علمی بهکار میروند: «ایمپکت فکتور (Impact Factor)» و «شاخص اچ (H-Index)». هر دو معیار از سیستمهای ارزیابی بینالمللی مانند Web of Science و Scopus استخراج میشوند، اما کارکرد آنها در تحلیل پژوهش و جایگاه علمی متفاوت است. در این نوشته که با عنوان تفاوت ایمپکت فکتور (IF) و شاخص اچ (H-Index) در چیست؟ کدام مهمتر است؟ تدوین شده، هدف بررسی علمی و کاربردی این دو شاخص بر اساس دادههای انتشارات معتبر مانند Elsevier Metrics و Clarivate Analytics است. بسیاری از پژوهشگران تازهکار یا حتی دانشگاهیان باسابقه تفاوت میان این دو را تنها در ارزش عددی میدانند، در حالیکه منطق محاسبه، دامنه اثرگذاری و نوع استفادهی هر یک بهطور بنیادین با دیگری فرق دارد. مقدمهی حاضر بهویژه برای کاربران وبسایتهای علمی طراحی شده تا به درک دقیق نقش این دو معیار در انتخاب مجله، ارزیابی عملکرد پژوهشی و رتبهبندی دانشگاهها کمک کند. همانطور که محققان Clarivate اشاره کردهاند، هیچ شاخصی بهتنهایی نمیتواند کیفیت علم را بازنمایی کند و ترکیب این دو ابعاد گوناگون از تأثیر را نشان میدهد: ایمپکت فکتور قدرت مجله را در جذب استناد نشان میدهد؛ در حالی که شاخص اچ تصویری از ثبات و ماندگاری آثار یک نویسنده در زمان ارائه میکند.
تفاوت ایمپکت فکتور (IF) و شاخص اچ (H-Index) در چیست؟ کدام مهمتر است؟
تعریف ایمپکت فکتور و منطق محاسبهی آن
ایمپکت فکتور یا ضریب تأثیر، نخستینبار توسط یوجین گارفیلد در سال ۱۹۷۲ برای ارزیابی مجلات علمی در پایگاه ISI معرفی شد. این شاخص نشان میدهد که مقالات منتشرشده در یک مجله در دو سال گذشته، بهطور متوسط چند بار مورد استناد سایر محققان قرار گرفتهاند. برای مثال اگر مجلهای در سال ۲۰۲۳ دارای ایمپکت فکتور ۵ باشد، یعنی میانگین پنج استناد برای هر مقاله چاپشده در دو سال اخیر دریافت کرده است. محاسبهی آن بر اساس فرمول معتبر Clarivate Analytics انجام میشود: تعداد کل استنادات به مقالات منتشرشده در دو سال تقسیم بر تعداد همان مقالات. این شاخص عملاً به سردبیران مجلات کمک میکند تا اعتبار علمی نشریه را در قیاس با رقبا بسنجند. معمولاً مجلات حوزهی پزشکی و علوم زیستی دارای ضریب تأثیر بالاتری هستند زیرا چرخهی استناد در این رشتهها سریعتر است، در مقابل، رشتههای انسانی و هنر بهطور طبیعی ضریب تأثیر پایینتری دارند اما این مسئله بههیچوجه نشانهی کمارزش بودن علمی آنها نیست.
ماهیت شاخص اچ و دلالت آن بر کارنامهی پژوهشگر
شاخص اچ یا H-Index توسط دانشمند فیزیک دانشگاه سندیگو، خورخه هیرش، در سال ۲۰۰۵ ارائه شد تا تصویری ترکیبی از کمیت و کیفیت تولیدات علمی یک پژوهشگر ارائه دهد. طبق تعریف هیرش، نویسندهای دارای شاخص اچ برابر با ۲۰ است اگر ۲۰ مقالهی منتشرشده داشته باشد که هر کدام حداقل ۲۰ بار مورد استناد قرار گرفته باشند. بدین ترتیب شاخص اچ نه تنها فراوانی چاپ مقاله بلکه میزان تأثیر واقعی هر اثر در جامعهی علمی را بازنمایی میکند. مزیت این شاخص در این است که از اثرگذاری موقتی و نوسانات کوتاهمدت فاصله دارد و پایداری تولید علمی در بازهی زمانی بلندمدت را ثبت میکند. در سامانههایی چون Google Scholar، Scopus و ResearchGate معمولاً رتبهی هیرش برای هر نویسنده در کنار تعداد کل استنادات نمایش داده میشود تا مخاطب درک جامعتری از اعتبار پژوهشگر بهدست آورد.
تفاوت کارکردی میان IF و H-Index
ایمپکت فکتور اساساً شاخصی «مجلهمحور» است، در حالیکه H-Index شاخصی «فردمحور» یا گاه «نهادمحور» محسوب میشود. این تفاوت بنیادی سبب میشود هر دو شاخص در اهداف گوناگون بهکار روند. دانشگاهها و کمیتههای اعتباربخشی هنگام انتخاب مجلات برای چاپ مقالات پژوهشگران به ایمپکت فکتور توجه میکنند، اما وقتی قصد دارند رزومهی علمی یا توان تأثیرگذاری افراد را بسنجند، شاخص اچ مورد استفاده قرار میگیرد. برای نمونه ممکن است مقالهای در مجلهای با ایمپکت فکتور بالا منتشر شود، اما نویسندهی آن تنها چند اثر محدود داشته باشد؛ در چنین حالت شاخص اچ او پایین میماند. برعکس، پژوهشگری ممکن است در مجلات متوسط چاپ کند ولی مجموع مقالاتش بهطور گسترده مورد استناد قرار گرفته باشند که موجب افزایش چشمگیر H-Index میشود.
محدودیتهای تحلیلی و سوءبرداشتهای رایج
طبق گزارشهای منتشرشده توسط Nature Metrics و Elsevier Scopus Review، هر دو شاخص دارای محدودیتهایی هستند. ایمپکت فکتور ممکن است تحتتأثیر خوداستنادی مجلات افزایش یابد و تصویر غیرواقعی از اعتبار نشریه ارائه کند. از سوی دیگر شاخص اچ در رشتههای متفاوت قابلیت مقایسه ندارد؛ مثلاً شاخص اچ ۳۰ در شیمی معادل شاخص ۱۰ در فلسفه نیست زیرا الگوی استناد در علوم انسانی کندتر انجام میشود. همچنین در شاخص اچ نویسندگانی که در تیمهای بزرگ همکاری میکنند، معمولاً از مزیت غیرمستقیم برخوردارند چون هر مقاله مشترک استنادات بیشتری کسب میکند. از اینرو، دانشگاههای معتبر مانند MIT و Stanford توصیه میکنند از ترکیب چند شاخص برای ارزیابی واقعی استفاده شود؛ از جمله شاخصهای دیگری مانند CiteScore، SNIP و SJR که ابعاد گستردهتری از تأثیر را در نظر میگیرند.
مثالهای واقعی از کاربرد دو شاخص در مجلات بینالمللی
بهعنوان مثال، مجلهی Nature در سال ۲۰۲۳ دارای ایمپکت فکتور حدود ۶۴ و مجلهی The Lancet حدود ۲۵ است. این ارقام نشاندهندهی میانگین بسیار بالای استنادات در هر مقالهاند، در حالیکه این مجلات الزاماً نویسندگان خود را با H-Index بالا استخدام نمیکنند. بسیاری از محققان دانشگاه آکسفورد با شاخص اچ حدود ۵۰ یا کمتر در چنین مجلاتی چاپ میکنند و حتی ممکن است پژوهشگرانی با H-Index بالای ۱۰۰ در مجلات متوسط نشر دهند. این تفاوت نشان میدهد که ایمپکت فکتور بیشتر به ساختار مجله و دامنهی نفوذ آن وابسته است، ولی H-Index به مسیر علمی فرد در طول زمان برمیگردد. مثلاً در گزارش Scopus سال ۲۰۲۴، پژوهشگر فرانسوا ژاکوب در زیستشناسی سلولی با H-Index برابر با ۱۲۵ معرفی شد در حالیکه هیچکدام از مقالات او در مجلات با IF بالاتر از ۱۵ منتشر نشده بود؛ این یعنی پایداری استنادها مهمتر از شهرت لحظهای مجلات است.
نحوهی تأثیرگذاری دو شاخص در ارزیابی پژوهشی دانشگاهها
سازمانهای رتبهبندی مانند Times Higher Education و QS هنگام ارزیابی دانشگاهها معمولاً از ترکیب این دو شاخص استفاده میکنند. در شاخص عملکرد پژوهشی (Research Performance Index) معمول است که میانگین H-Index اعضای هیئت علمی و میانگین ایمپکت فکتور مجلات محل انتشار مقالات آنان بررسی شود. در این ساختار، دانشگاههایی چون Harvard و ETH Zurich بهدلیل برخورداری از مجلات با IF بالا و اساتید دارای H-Index قوی، همواره در رتبههای برتر حضور دارند. در مقابل دانشگاههای تخصصی حوزهی ادبیات یا هنر با وجود استانداردهای بالای کیفی معمولاً پایینتر قرار میگیرند، چرا که شاخصهای عددی آنان کمتر منعکسکنندهی عمق مفهومی آثار است.
راهکارهای افزایش ایمپکت فکتور و H-Index برای پژوهشگران ایرانی
پژوهشگران ایرانی میتوانند با برنامهریزی و انتخاب دقیق مجله، این دو شاخص را بهشکل بلندمدت ارتقا دهند. نخست اینکه انتخاب مجلات نمایهشده در Web of Science یا Scopus با ضریب تأثیر واقعی و بدون خوداستنادی غیرمتعارف ضروری است. دوم، تولید مقالههایی با عنوان، چکیده و کلیدواژههای استاندارد بینالمللی سبب افزایش احتمال استناد در پایگاههای خارجی میشود. سوم، همکاریهای پژوهشی چندملیتی تأثیر مستقیم بر اعتبار علمی دارد زیرا هر مقاله در شبکهی استنادی گستردهتری قرار میگیرد و شانس افزایش H-Index بالا میرود. همچنین تداوم پژوهش در یک حوزهی مشخص باعث تجمع استنادها و رشد مؤثرتر شاخص اچ میشود.
مقایسهی آماری از دیدگاه پایگاههای Clarivate و Scopus
در مطالعات آماری Clarivate در سال ۲۰۲۴ مشخص شد همبستگی میان ایمپکت فکتور مجلات و H-Index نویسندگان حدود ۰٫۴۵ است؛ یعنی تنها همپوشانی نسبی دارند و هر یک بعدی متفاوت از اثر علمی را توضیح میدهند. Scopus نیز در گزارش سال ۲۰۲۲ نسبت میانگین رشد سالانهی H-Index در علوم تجربی و علوم انسانی را ۳ به ۱ ثبت کرد. این دادهها ثابت میکند که تأکید صرف بر ضریب تأثیر مجله منجر به نادیدهگرفتن کیفیت انفرادی پژوهشگران میشود و بالعکس، تمرکز یکبعدی بر شاخص اچ میتواند نقش زیرساختهای نشر و نظم علمی مجلات را کمرنگ کند.
کدام شاخص در نهایت مهمتر است؟
پاسخ به این پرسش به نوع ارزیابی بستگی دارد. در سطح مجلات علمی، ایمپکت فکتور تعیینکنندهی جایگاه نشریه در میان رقبا است؛ اما در سطح فردی، شاخص اچ معیار دقیقتری برای ثبات علمی و استمرار پژوهش محسوب میشود. بسیاری از دانشگاههای برتر مانند Johns Hopkins و Cambridge در گزارشهای رسمی خود تأکید کردهاند که برای ارزیابی ارتقای علمی اعضا، شاخص اچ اهمیت بیشتری دارد چون اعتبار مجله ممکن است از سالی به سال دیگر تغییر کند، ولی میزان استناد به آثار پژوهشگر در بلندمدت شاخصی پایدار و قابلاطمینان است. از منظر سیاست علم، استفادهی ترکیبی از هر دو شاخص توصیه میشود تا هم ارزش مجله و هم تداوم علمی فرد در نظر گرفته شود.
جمعبندی
ایمپکت فکتور نشاندهندهی اعتبار مجله در چرخهی علمی کوتاهمدت است، در حالی که شاخص اچ نمایانگر تأثیر بلندمدت پژوهشگر روی جامعهی علمی است. هیچیک بهتنهایی معیار جامع نیستند؛ اما ترکیب آنها تصویری متعادل از ارزش علمی ارائه میدهد. در نتیجه، برای ارزیابی دقیقتر، پژوهشگران و دانشگاهها باید هر دو شاخص را بهصورت مکمل و در بستر رشتهی تخصصی خود تحلیل کنند.
برای استفاده از خدمت ما در پذیرش مقاله و سپس چاپ مقاله علمی پژوهشی در مجلات معتبر کافی است با ایمیل، شماره تماس یا آدرس موسسه پژوهشی اوج دانش ارتباط برقرار کنید.




دیدگاه خود را ثبت کنید